سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

155

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

ديدن آنها بيشتر سپاسگزار و فروتن گردند » . ( 1 ) احنف بن قيس مىگويد : ربيع بن زياد حارثى به خدمت على ( ع ) آمد و عرض كرد : يا امير المؤمنين ! برادرم عاصم بن زياد را نصيحت كنيد . فرمود : « او را چه شده است ؟ » عرض كرد : او گليمى پوشيده و از دنيا دورى جسته و خانواده‌اش را ترك كرده است : فرمود : « او را نزد من آوريد » عاصم آمد در حالى كه گليمى را به كمر پيچيده و گليمى به دوش انداخته ، ژوليده و خاك‌آلود . على ( ع ) فرمود : « اى عاصم ! واى بر تو آيا از خانواده‌ات خجالت نمىكشى ؟ آيا به فرزندانت رحم نمىكنى ؟ آيا اين سخن خدا را نشنيده‌اى : « وَ يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّباتِ » « 1 » آيا تو معتقدى كه خداوند اين نعمتها را براى تو و امثال تو مباح كرده ولى نمىخواهد كه از آنها برخوردار باشى ؟ ! مگر اين سخن رسول خدا ( ص ) را نشنيده‌اى كه فرمود : « خويشتن خويش بر تو حقى دارد ! . . . » . » عاصم گفت : يا امير المؤمنين ! پس شما چرا در لباس زبر و خشن و خوراك سخت و ناگوار به سر مىبريد ؟ من هم بمانند شما رفتار كردم ! فرمود : « واى بر تو خداى تعالى بر پيشوايان حق واجب كرده است تا خود را به اوصاف رعيّتشان - يا فقيرترين رعيّتشان - متّصف كنند تا تنگدستى تنگدستان باعث حقارتشان نگردد و توانگران به خاطر توانگريشان خدا را سپاسگزار باشند « 2 » » . ( 2 ) راويان بسيارى از ابو القاسم محمد به نقل از احمد بن احمد و او از حافظ ابو نعيم احمد بن عبد اللّه از قول حسن بن على ورّاق به نقل از محمد بن عيسى از عمرو بن تميم و او از ابو نعيم فضل بن دكين به نقل از اسماعيل بن ابراهيم بن مهاجر نقل كرده ، مىگويد : از عبد الملك بن عمر شنيدم كه مىگفت : مردى از قبيلهء ثقيف نقل كرد كه على ( ع ) مرا به فرماندارى عكبرا گمارد و به من فرمود : « به هنگام ظهر نزد ما بيا ! » مىگويد : ظهر به خدمت آن حضرت رسيدم و كسى بين من و او نبود ، ديدم تنها نشسته است ؛ در مقابلش يك كاسهء چوبى و كوزه‌اى آب بود و انبان مهر و موم كرده‌اى را طلبيد ، با خود گفتم : چون مرا امين دانسته است مىخواهد گوهر قيمتى را به من بدهد كه من بهاى آن را نمىدانم پس مهر

--> ( 1 ) اعراف ( 7 ) ، آيهء 157 : پاكيزه‌ها را براى ايشان حلال مىشمارد . ( 2 ) در نهج البلاغهء صبحى صالح ، كلام شمارهء 209 اين داستان با تفاوت زيادى آمده است - م .